پنجشنبه 11 آذر 1400

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث زندگی جهنمی زن جوان در کنار هووی صیغه ای

 
 

چهارشنبه 3 آذر 1400

زندگی جهنمی زن جوان در کنار هووی صیغه ای

 
 

دیگر کارد به استخوانم رسیده است وتحمل این زندگی توام با آزار و اذیت را ندارم اگرچه اولین بار است که از همسرم شکایت می کنم تا از شکنجه های روحی و جسمی او رها شوم اما...

شوهرم بنا به درخواست هوویم و با هر بهانه ریز و درشتی مرا زیر مشت و لگد می گیرد به طوری که دیگر کارد به استخوانم رسیده و تحمل این وضعیت را ندارم. دیگر کارد به استخوانم رسیده است وتحمل این زندگی توام با آزار و اذیت را ندارم اگرچه اولین بار است که از همسرم شکایت می کنم تا از شکنجه های روحی و جسمی او رها شوم اما...
خراسان نوشت: زن 40 ساله با بیان این که سال ها این شرایط اسفبار را تحمل کردم تا شاید همسرم راه درست زندگی را پیدا کند ،به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد توضیح داد: 20 سال قبل به صورت سنتی و با معرفی بزرگ ترها با "حامد" ازدواج کردم. آن زمان دانشجو بودم وتلاش می کردم تا علاوه بر تحصیل به خوبی از عهده وظایف همسرداری هم برآیم اما از همان روزهای اول زندگی مشترک متوجه شدم که حامد جوانی لجباز، مغرور و بددهان است به گونه ای که خیلی مرا از نظر روحی و جسمی آزار می داد حتی زمانی که بعد از 10 سال زندگی مشترک باردار شدم او در همان دوران بارداری‌ام نیز دست از آزار و اذیت برنمی داشت تا این که فهمیدم با زن متاهلی ارتباط نامتعارف دارد .
خیانت شوهر
در این شرایط ،خانواده ام نیز مرا دعوت به صبر و تحمل می کردند و معتقد بودند با به دنیا آمدن دخترم ، حامد به زندگی بازخواهد گشت و من از این اوضاع نابسامان نجات می یابم. من هم به توصیه خانواده ام عمل کردم اما وضعیت زندگی‌ام روز به روز بدتر شد تا جایی که سال گذشته اختلافات خانوادگی شدیدی در زندگی پسر عمه حامد به وجود آمد به گونه ای که همسر پسرعمه اش قصد داشت از شوهرش طلاق بگیرد در این شرایط حامد نیز به عنوان میانجی وارد زندگی آن ها شد تا نگذارد "سیمین" از شوهرش جدا شود. اما در همین رفت و آمدها حامد به سیمین دل باخت و عاشق او شد.
حالا دیگر همسرم سیمین را ترغیب می کرد تا به هر طریق ممکن از محسن طلاق بگیرد . وقتی محسن این ماجرا را فهمید آتش کینه در وجودش شعله ور شد و درصدد انتقام برآمد . حالا دیگر من از دست آزار و اذیت های پسرعمه همسرم در امان نبودم به طوری که او مدام مرا تهدید به قتل و آدم ربایی می کرد تا همسرم از زندگی او بیرون برود و کاری به اختلافات او و سیمین نداشته باشد.
ازدواج دوباره
با وجود این سیمین از شوهرش طلاق گرفت ولی حامد او را رها نکرد تا این که بالاخره مدتی بعد سیمین را به عقد موقت خودش درآورد . این درحالی بود که حامد همه زحمات من در طول حدود 20سال زندگی مشترک را نادیده گرفت و هیچ ارزشی برای من قائل نبود. او حتی فراموش کرد که من چندین سال از خواهر عقب مانده ذهنی او نگهداری کردم و نگذاشتم احساس بی کسی کند.
حالا نه تنها من از سوی پسرعمه شوهرم تهدید می شوم و زندگی برایم جهنم شده بلکه سیمین نیز با طرح نقشه های گوناگون تلاش می کند با همکاری شوهرم مرا آن قدر آزار و اذیت کند که از حامد طلاق بگیرم . به همین خاطر شوهرم نیز بنا به درخواست هوویم و با هر بهانه ریز و درشتی مرا زیر مشت و لگد می گیرد به طوری که دیگر کارد به استخوانم رسیده و تحمل این وضعیت را ندارم ولی از سوی دیگر نگران تحصیل و آینده دختر 10 ساله ام هستم که چشم امید به من دوخته است و...
بررسی کارشناسی و روان شناختی این پرونده توسط مشاوران زبده دایره مشاوره و مددکاری اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد آغاز شد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
قیمت مسکن چقدر پایین آمده است؟
:: فناوری اطلاعات ::
قیمت‌های نجومی گوشی‌های پرچمدار در ایران
:: روی خط جوانی ::
مجردم و همسایه‌مان پُز ازدواج‌کردن دخترهایش را به مادر من می‌دهد
:: ورزش ::
آخرین مربی کلاسیک بوندسلیگا در تراکتور!
:: فرهنگ و هنر ::
سید جواد هاشمی:‌ اگر فیلمم نفروشد در زندان همه را ملاقات می‌کنم
:: حوادث ::
قصاص؛ مجازات شلیک مرگ‌بار به همسایه

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار